تاریخ انتشار: ۰۹:۰۶ - ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

ببر‌های کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟

اف-۵ برای ایران فقط یک جنگنده سبک آمریکایی نبود؛ بخشی از رؤیای شاه برای ساختن قدرت اول هوایی منطقه بود، میراثی که پس از انقلاب از هم نپاشید و حالا یک بازگشت درخشان داشته است؛ در کمال تعجب جهان اف-۵‌های ایرانی پایگاه آمریکا در کویت را بمباران کرده‌اند.

ببر‌های کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟

رویداد۲۴| علیرضا نجفی- ماجرا را می‌توان از یک تصویر آغاز کرد: شاه ایران، در تابستان ۱۹۶۴، در نزدیکی لس‌آنجلس، کنار یک اف-۵ بی دوسرنشینه ایستاده است. او تنها خریدار یک سلاح نیست. خلبان است، فرمانده کل است، سیاستمداری است که امنیت را با مدرنیزاسیون یکی می‌فهمد، و پادشاه کشوری است که از شمال به شوروی، از غرب به عراق بعثی، از شرق به افغانستان نزدیک به مسکو، و از جنوب به خلیجی ناآرام می‌نگرد. در آن لحظه، اف-۵ هنوز اسطوره نشده است. یک جنگنده‌ی سبک است؛ محصولی از صنعت دفاعی آمریکا برای متحدانی که توان خرید و نگهداری فانتوم‌های گران‌تر را ندارند.

اما در ایران، این هواپیمای کوچک وارد داستانی بزرگ‌تر می‌شود: داستان کشوری که می‌خواهد از حاشیه‌ی امنیتی جنگ سرد بیرون بیاید و به قدرت اول هوایی میان ترکیه و هند بدل شود.

از قصر فیروزه تا عصر جت


بیشتر بخوانید: 

اوضاع نظامی ایران در دوران قاجار | در جستجوی پاسخی به چگونگی زیستن در جهانی بی‌ثبات که در آن هم‌زمان مستقل بود، امن بود و فرونپاشید؟

اوضاع نظامی ایران در دوره رضاشاه پهلوی | ارتش رضاخانی و درسی که ۱۹۴۱ به جا گذاشت

اوضاع نظامی ایران در دوران محمدرضاشاه پهلوی | پروژه ناتمام تبدیل ایران به قدرت اول خلیج فارس


ایران، پیش از اف-۵، نیروی هوایی داشت؛ اما نیروی هوایی مدرن نداشت. ریشه‌ی آن به دهه‌ی ۱۳۰۰ خورشیدی برمی‌گشت، به هنگامی که در قصر فیروزه و قلعه‌مرغی، هواپیما‌های سبک، آموزشی و شناسایی بیشتر نشان دولت نوگرا بودند تا ابزار بازدارندگی. در ۱۳۱۱، شاخه‌ی هوایی ارتش به نیروی هوایی شاهنشاهی بدل شد و تا پیش از اشغال ایران در ۱۳۲۰، موجودی آن به صد‌ها هواپیما، چندین بال و اسکادران رسیده بود. اشغال ایران توسط بریتانیا و شوروی، ارتش را تقریباً خلع سلاح کرد. پس از جنگ جهانی دوم، دولت جوان محمدرضا شاه با وضعی روبه‌رو بود که در آن امنیت داخلی، تجزیه‌طلبی، تهدید کمونیستی و ضعف مالی در هم تنیده بودند. بازسازی نیروی هوایی، در چنین بستری، بخشی از پروژه‌ی بازسازی دولت بود. کمک‌های نظامی آمریکا در اواخر دهه‌ی ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، از پی-۴۷ و سی-۴۷ تا تی-۳۳، اف-۸۴ و اف-۸۶، ایران را از نیرویی فرسوده به نیرویی جت‌محور رساند؛ اما اف-۸۶، با همه‌ی اهمیتش، برای دهه‌ی ۱۳۴۰ کافی نبود.

هراس اصلی در غرب ایران بود. در ۱۹۵۸، عراق با کودتایی خونین از سلطنت هاشمی جدا شد و به مدار پان‌عربیسم و شوروی نزدیک شد. خرید‌های بغداد از مسکو، از ایلوشین-۲۸ تا میگ-۱۵، میگ-۱۷، میگ-۱۹ و بعدتر میگ-۲۱، برای تهران زنگ خطر بود. افغانستان نیز در همان سال‌ها از شوروی هواپیما و پشتیبانی می‌گرفت. در تهران، مسئله تنها خرید یک جنگنده نبود؛ پرسش این بود که آیا ایران می‌تواند در برابر بمب‌افکن‌های توپولف-۱۶ عراق و شبکه‌ی تسلیحاتی شوروی‌ساخت منطقه، آسمان خود را نگه دارد یا خیر. شاه و فرماندهانش فانتوم اف-۴ را می‌خواستند؛ رویداد۲۴ همان جنگنده‌ی قدرتمند و گران‌قیمتی که بعد‌ها ستون فقرات توان ضربتی ایران شد. اما آمریکا در آغاز دهه‌ی ۱۹۶۰ هنوز حاضر نبود چنین سامانه‌ی پیچیده‌ای را صادر کند. نتیجه، معامله‌ای بود که شاید در ابتدا مصالحه به نظر می‌رسید: اف-۵.

پروژه صلح‌بان؛ ورود ببر کوچک به آسمان ایران

ببر‌های کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟

در نگاه نخست، اف-۵ هواپیمای حاشیه‌ای بود. سبک، ساده، کم‌هزینه، کوتاه‌برد و فاقد بسیاری از سامانه‌هایی که جنگنده‌های سنگین‌تر داشتند. همین سادگی، نقطه‌ی قوت آن شد. اف-۵ برای کشوری مانند ایران، که باید پایگاه‌های متعدد می‌ساخت، خلبانان پرشمار تربیت می‌کرد، شبکه‌ی تعمیر و نگهداری ایجاد می‌کرد و در عین حال می‌خواست ناوگانی بزرگ داشته باشد، مناسب بود. شاه پس از پرواز با اف-۵بی، آن را چنین توصیف کرد: «هواپیمایی زیبا، بسیار مانورپذیر، بسیار آسان برای پرواز، و با ویژگی‌هایی به‌مراتب بهتر از آنچه تصور می‌کردم.» این جمله، بیش از یک اظهار نظر فنی بود؛ بیان نوعی کشف سیاسی نیز بود. ایران می‌توانست با هواپیمایی نسبتاً ارزان، شمار اسکادران‌های خود را افزایش دهد، خلبانان بیشتری تربیت کند و در برابر عراق و شوروی، دست‌کم در لایه‌ی تاکتیکی، بازدارندگی بسازد.

توافق نهایی در تیر ۱۳۴۳ بسته شد. پروژه‌ی «صلح‌بان» قرار بود ۵۲ فروند اف-۵اِی و اف-۵بی را میان سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹ به ایران برساند. نیمی از این هواپیما‌ها از مسیر برنامه‌ی کمک نظامی آمریکا و نیمی دیگر از راه فروش خارجی تأمین می‌شدند. قیمت هر اف-۵، بدون مخازن سوخت و تجهیزات بیرونی، حدود ۷۵۶ هزار دلار بود؛ در مقیاس خرید‌های تسلیحاتی آن دوران، رقمی چشمگیر، اما قابل تحمل.

کل بسته، ۲۵۰ میلیون دلار ارزش داشت و تنها جنگنده نبود: در دل آن، توسعه‌ی ارتش زمینی، هلیکوپترها، هواپیما‌های ترابری، سامانه‌ی هشدار و کنترل، و حتی پدافند موشکی هاوک نیز پیش‌بینی شده بود. اف-۵، در این معنا، قطعه‌ای از معماری بزرگ‌تر امنیتی دولت پهلوی بود؛ معماری‌ای که با دلار نفتی، رابطه‌ی ویژه با واشنگتن، و اضطراب دائمی از محاصره‌ی ژئوپلیتیک ساخته می‌شد.

اولین گروه خلبانان و کارکنان زمینی، پیش از ورود کامل هواپیماها، به آمریکا رفتند. ۵۰ خلبان باتجربه‌ی اف-۸۶ و حدود ۲۰۰ نفر از پرسنل زمینی در پایگاه ویلیامز آریزونا آموزش دیدند؛ برخی نیز در مدرسه‌ی سلاح‌های جنگنده‌ای نیروی هوایی آمریکا در نلیس آموزش دیدند تا ایران بتواند نمونه‌ای مشابه در داخل ایجاد کند. این بخش از داستان، اغلب زیر سایه‌ی عکس‌های پر زرق و برق رژه‌ها و جنگنده‌ها پنهان می‌ماند. قدرت هوایی، پیش از هر چیز، قدرت سازمانی است: برنامه‌ی آموزشی، قطعه‌ی یدکی، شیوه‌نامه‌ی تعمیر، مدرسه‌ی فنی، باند، رادار، برج مراقبت، سامانه‌ی لجستیک، و افسری که می‌تواند در نیمه‌شب بداند کدام هواپیما فردا صبح آماده‌ی پرواز است. ایران پهلوی، در دهه‌ی ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، دقیقاً همین زیرساخت را ساخت.

رویداد۲۴ تحویل نخستین اف-۵ها به ایران در دی ۱۳۴۳ انجام شد. ۱۱ فروند اف-۵اِی و سه فروند اف-۵بی وارد مهرآباد شدند و به اسکادران ۱۰۳ شکاری تاکتیکی پیوستند. سپس اسکادران‌های دیگر، از مهرآباد تا دزفول و همدان، یکی پس از دیگری به این هواپیما مجهز شدند. پایگاه شاهرخی در همدان، که برای دفاع از مرز‌های غربی طراحی شده بود، یکی از خانه‌های مهم اف-۵ شد. پایگاه وحدتی دزفول، که بعد‌ها در جنگ ایران و عراق به یکی از حساس‌ترین نقاط نبرد بدل شد، از همان آغاز در ذهن برنامه‌ریزان ایرانی جایگاه ویژه داشت. بوشهر و تبریز نیز به شبکه‌ی جدید پیوستند. با تکمیل مرحله‌ی نخست خریدها، ایران در آغاز دهه‌ی ۱۳۵۰ ده‌ها اف-۵ در اختیار داشت و نیرویی می‌ساخت که تنها هواپیما نمی‌خرید، جغرافیای نظامی کشور را هم دوباره طراحی می‌کرد.

اف-۵ به‌مثابه ابزار دیپلماسی شاه


بیشتر بخوانید: شاه و لیندون بی. جانسون | تولد ژاندارم منطقه و لحظه‌ای که مسیر ایران عوض شد


در همان سال‌ها، اف-۵ برای نخستین بار مزه‌ی بحران را چشید. در ۱۳۴۸، عراق آبراه اروندرود را به روی کشتی‌های ایرانی بست و خواستار آن شد که شناور‌های ایرانی با پرچم عراق عبور کنند. تهران این را تعرض به حاکمیت خود تلقی کرد. کشتی ابن‌سینا، حامل تفنگداران ایرانی، از آبراه گذشت؛ اف-۸۶‌ها و اف-۵ها اسکورت کردند؛ اف-۵های پایگاه‌های تاکتیکی آماده‌ی حمله با بمب و راکت بودند؛ فانتوم‌ها در مهرآباد در حالت آماده‌باش قرار گرفتند؛ و آر‌اف-۵اِی‌ها بر فراز عراق مأموریت شناسایی انجام دادند. این عملیات بدون شلیک بزرگ پایان یافت، اما پیام روشن بود: ایران دیگر کشوری نبود که در آبراه مرزی‌اش به آسانی تحقیر شود. چند سال بعد، با ۱۲۵ اف-۵اِی/بی، ۱۳ آر‌اف-۵اِی، ۳۰ اف-۴دی، ۳۲ اف-۴ئی و چند آر‌اف-۴، نیروی هوایی شاهنشاهی به قدرتمندترین نیروی هوایی میان ترکیه و هند تبدیل شده بود.

ببر‌های کوچک ارتش ایران | اف-۵ چگونه بار تاریخ ایران را بر دوش کشید؟

از اینجا به بعد، اف-۵ تنها ابزار دفاع نبود؛ ابزار دیپلماسی هم شد. ایران تعدادی از اف-۵های خود را در چارچوب توافق‌های مورد نظر آمریکا به ویتنام جنوبی داد. بعد‌ها هواپیما‌هایی به اردن، اتیوپی، مراکش و کره جنوبی رسیدند یا از مسیر‌های پیچیده‌ی بازفروش منتقل شدند. رویداد۲۴ این نکته ظریف است: کشوری که دهه‌ای پیش‌تر دریافت‌کننده‌ی کمک نظامی بود، در دهه‌ی ۱۳۵۰ به نقطه‌ای رسیده بود که هواپیمای رزمی مازاد خود را در محاسبات امنیتی آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن وارد می‌کرد. خلبان ایرانی‌ای که اف-۵ها را برای اردنی‌ها می‌برد، درباره‌ی پرواز انتقالی گفت: «هواپیما‌های ما سه مخزن خارجی داشتند و در ارتفاع ۳۷ هزار پا، برای کم کردن مصرف سوخت، از راه کویت و عربستان مستقیم به پایگاه شاهزاده حسن رفتیم.» در این چند کلمه، جهان آن زمان فشرده شده است: خلبان ایرانی، هواپیمای آمریکایی، آسمان عربی، و نظمی منطقه‌ای که شاه خود را ستون آن می‌دید.

با وجود موفقیت اف-۵اِی و اف-۵بی، تهران زود فهمید که برای دهه‌ی بعد به چیزی قوی‌تر نیاز دارد. از ۱۹۶۸، ایران به طرح تازه‌ی نورثروپ، پروژه‌ی پی-۵۳۰ کبرا، علاقه نشان داد؛ طرحی که بعد‌ها به اف-۵ئی تایگر ۲ انجامید. در آن زمان، بریتانیا اعلام کرده بود از شرق سوئز خارج می‌شود، آمریکا درگیر پیامد‌های ویتنام بود، شوروی پیشنهاد میگ-۲۱ می‌داد، فرانسه میراژ پیشنهاد می‌کرد، و ایران نمی‌خواست به مسکو نزدیک شود یا با پاریسی که در تهران «متمایل به عرب‌ها» تصور می‌شد پیوند امنیتی ببندد. نتیجه، سفارش اف-۵ئی بود. پروژه‌ی Peace Rush آغاز شد. ایران ابتدا ۳۶ فروند سفارش داد، سپس ۱۰۹ فروند دیگر، و بعد ۲۸ فروند اف-۵اف دوسرنشینه با قابلیت رزمی. نورثروپ زیر فشار تهران تولید را سرعت داد. ۳۲ فروند نخست تا اکتبر ۱۹۷۴، هفت ماه زودتر از برنامه، به ایران رسیدند.

تا پایان همان سال، ۵۸ فروند اف-۵ئی به نیروی هوایی شاهنشاهی تحویل شده بود.

رویداد۲۴ تایگر ۲، اف-۵ را از جنگنده‌ای سبک به یکی از ستون‌های عملیاتی ایران بدل کرد. ایران قصد داشت هشت اسکادران، هر یک با ۲۰ تایگر، تجهیز کند. هواپیما‌ها میان تبریز، دزفول، بوشهر، پایگاه‌های در حال ساخت و یگان آموزشی تقسیم شدند. اف-۵اف‌ها، با سامانه‌ی ناوبری بهتر و قابلیت حمل برخی تجهیزات جنگ الکترونیک، حتی برای نقش ثانویه‌ی بمباران لیزری در نظر گرفته شده بودند؛ نقشی که انقلاب و قطع همکاری‌های آمریکا آن را نیمه‌تمام گذاشت. در همین زمان، ایران در حال خرید اف-۱۴ تامکت بود؛ ۸۰ فروند از پیشرفته‌ترین رهگیر‌های جهان، با موشک‌های دوربرد فونیکس. اف-۵ در کنار اف-۴ و اف-۱۴، لایه‌ی سبک و پرشمار نیرویی بود که در منطقه، بی‌رقیب می‌نمود.

آنچه این قدرت را واقعی می‌کرد، تنها تعداد هواپیما‌ها نبود. در مهرآباد، تأسیسات تعمیرات سنگین ساخته شد. صنایع هواپیمایی ایران، با کمک لاکهید، نورثروپ و جنرال الکتریک، برای تعمیر بدنه و موتور‌های جی-۸۵ آماده شد. شاخه‌ی آموزش فنی بازسازی شد؛ ۱۸ دوره‌ی آموزشی برای صد‌ها تکنسین برگزار شد؛ ایران توان انجام بازرسی‌های ۲۰۰، ۴۰۰ و ۱۲۰۰ ساعته را به دست آورد؛ و به گفته‌ی گزارش‌ها، در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ حتی بیش از نیاز خود تکنسین متخصص داشت. بعدها، برای اف-۵ئی، سامانه‌ی رایانه‌ای لجستیک خودکار ایجاد شد که ستاد نیروی هوایی، پایگاه‌ها و انبار‌ها را به هم وصل می‌کرد و قطعات را در زمان کوتاه به یگان‌ها می‌رساند. در کشوری که اغلب درباره‌ی ارتشش به زبان خرید سلاح سخن گفته می‌شود، این جزئیات اهمیت بنیادین دارند: قدرت هوایی پهلوی، خرید سخت‌افزار صرف نبود؛ نوعی مدیریت صنعتی، آموزشی و لجستیکی بود.

انقلاب و فروپاشی اعتماد در نیروی هوایی

اما هر شکوهی سایه‌ای دارد. نیروی هوایی شاهنشاهی به شدت به آمریکا وابسته بود؛ قطعات، آموزش، تسلیحات هدایت‌شونده، نرم‌افزار‌های پشتیبانی و بسیاری از ارتقا‌ها از همان مسیر می‌آمد. دولت پهلوی برای تبدیل ایران به قدرت منطقه‌ای، راهی را برگزید که سرعت و کیفیت داشت، اما پایداری سیاسی آن به استمرار رابطه با واشنگتن گره خورده بود. همچنین، این قدرت درون ساختار سیاسی‌ای رشد می‌کرد که شکاف‌های اجتماعی و اعتراض‌های سیاسی را نادیده می‌گرفت یا امنیتی می‌کرد. نتیجه آن شد که در آستانه‌ی ۱۳۵۷، نیروی هوایی ایران در اوج توان فنی بود، در حالی که نظام سیاسی حامل آن در بحران مشروعیت فرو می‌رفت.

در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸، ایران برنامه‌هایی حتی بزرگ‌تر داشت. پایگاه کنارک در چابهار، پایگاه‌های ایرانشهر و بیرجند، خرید ۱۴۰ اف-۱۶ در قالب پروژه Peace Zebra، جایگزینی تدریجی اف-۵ها با اف-۱۴، اف-۱۶ و حتی ۲۱۵ فروند اف/ای-۱۸ برای دوره‌ی ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۲، همه نشان می‌دادند که تهران خود را برای جایگاهی فراتر از دفاع سرزمینی آماده می‌کند. رویداد۲۴ در ژانویه‌ی ۱۹۷۹، نیروی هوایی شاهنشاهی ۱۲۸ فروند اف-۵ئی و ۲۶ اف-۵اف در پنج اسکادران رزمی و یک یگان آموزشی در اختیار داشت؛ ۱۱ اف-۵بی برای آموزش پیشرفته، ۱۱ آر‌اف-۵اِی برای شناسایی، و هفت اف-۵ئی برای تیم آکروجت تاج طلایی. اگر انقلاب رخ نمی‌داد، اف-۵ احتمالاً در دهه‌ی ۱۳۶۰ آرام‌آرام به هواپیمای آموزشی و فرعی بدل می‌شد. تاریخ مسیر دیگری انتخاب کرد.

انقلاب، با نیروی هوایی همان کرد که انقلاب‌ها با ارتش‌های رژیم پیشین می‌کنند: اعتماد را شکست، سلسله‌مراتب را لرزاند، و وفاداری سیاسی را جایگزین کارآمدی حرفه‌ای کرد. در هفته‌های نخست، اعدام فرماندهان، پاکسازی افسران، بازنشستگی اجباری، اخراج و بازداشت، نیروی هوایی را از درون فرسود. تا پایان ۱۹۷۹، صد‌ها افسر ارتش به مرگ محکوم شدند و بخش بزرگی از نیرو‌های مسلح پیشین از خدمت بیرون رفتند. رویداد۲۴ در پایگاه تبریز، افسران و خلبانان با ممانعت نیرو‌های انقلابی و همافران مسلح روبه‌رو شدند. یکی از خلبانان بعد‌ها یادآوری کرد که در صبح پس از اشغال پایگاه، گروهبانی مذهبی سلاحش را به پیشانی او گرفت و گفت: «تو از سگ‌های شاهی.» این جمله، در سطحی شخصی، آغاز فروپاشی اعتماد بود. در سطحی ملی، آغاز کاهش آمادگی عملیاتی بود.

کمان-۹۹؛ بازگشت ارتش شاهنشاهیِ زخم‌خورده


بیشتر بخوانید:

عملیات اچ ۳ شاهکار نیروی هوایی ارتش در جنگ ایران و عراق

ماجرای یک خلبان شجاع و تکرار اچ 3 | فروپاشی افسانه شکست‌ناپذیری با نفوذ اف-۵ ایران به سپر پاتریوت آمریکا


رویداد۲۴ میان بهمن ۱۳۵۷ تا شهریور ۱۳۵۹، برخی پایگاه‌ها به سختی پرواز می‌کردند. تبریز، که پیش از انقلاب روزانه ده‌ها و گاه بیش از صد سورتی را پشتیبانی می‌کرد، به چند پرواز در هفته سقوط کرد. در دزفول، یگان آموزشی منحل شد و هواپیما‌های آن به اسکادران‌های رزمی رفتند، اما پرواز‌ها محدود ماند. نیرویی که چند سال پیش در رزمایش‌های بین‌المللی با آمریکا و سنتو تمرین نبرد هوایی می‌کرد، حالا برای حفظ انضباط پایه دچار مشکل بود. عراق این را می‌دید. صدام حسین، که از ۱۹۷۵ و قرارداد الجزایر خاطره‌ای تلخ داشت، گمان کرد زمان بازپس‌گیری ابتکار رسیده است. او ضعف سیاسی تهران، تنهایی دیپلماتیک ایران، و پاکسازی ارتش را نشانه‌ی فرصت خواند.

در این تحلیل، اشتباهی مرگبار پنهان بود: او ظرفیت نهادی باقی‌مانده از دوران پهلوی و اراده‌ی خلبانان و کارکنان فنی را کمتر از واقع برآورد کرد.

رویداد۲۴ پیش از تهاجم رسمی، عراق مرز را آزمود. از بهار ۱۳۵۹، حمله به پاسگاه‌ها و پرواز‌های تحریک‌آمیز آغاز شد. در خرداد ۱۳۵۹، یک اف-۵ئی به خلبانی غلامحسین باستانی با موشک عراقی نزدیک شلمچه ساقط شد. در مرداد، دو اف-۵ئی ایرانی یک آنتونوف-۲ عراقی را که بر فراز مزارع و تأسیسات نفتی ایران مایع آتش‌زا می‌پاشید، با توپ‌های خود وادار به فرود کردند. اما واکنش‌ها دیرهنگام و پراکنده بود. عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، حمله‌ی هوایی گسترده‌ای علیه پایگاه‌ها و فرودگاه‌های ایران آغاز کرد. در تبریز، ۷۰ اف-۵ئی و ۱۴ اف-۵اف حضور داشتند؛ تنها چهار فروند در آماده‌باش فوری بودند. در دزفول، ۷۷ هواپیما وجود داشت، اما بخشی عملیاتی نبود. حمله غافلگیرکننده بود، ولی فلج‌کننده نبود. باند‌ها ترمیم شدند، پایگاه‌ها تا غروب پرواز‌های گشت رزمی هوایی انجام دادند، و همان شب نقشه‌های پیش از انقلاب دوباره از کشو‌ها بیرون آمدند.

اینجا یکی از لحظه‌های تعیین‌کننده‌ی تاریخ نظامی ایران است. پیش از انقلاب، ارتش ایران برای سناریو‌های مختلف تجاوز خارجی طرح‌های عملیاتی آماده کرده بود. پس از حمله‌ی عراق، فرماندهی نیروی هوایی یکی از همین طرح‌ها را فعال کرد: کمان-۹۹، بخشی از طرح بزرگ‌تر البرز. عصر ۳۱ شهریور، فانتوم‌ها به شعیبیه و علی حمله کردند. صبح روز بعد، تبریز باید ۴۸ اف-۵ئی/اف و دزفول ۴۰ اف-۵ئی را برای حمله به اهداف عراق می‌فرستاد.رویداد۲۴  تصور رایج این بود که نیروی هوایی ایران پس از انقلاب فروپاشیده است؛ اما عملیات، با وجود آشفتگی سیاسی، خوب طراحی و هماهنگ شده بود. هدف مهم اف-۵های تبریز، پایگاه فرناس در نزدیکی موصل بود؛ پایگاهی با سامانه‌های SA-۲، SA-۳، SA-۶ و بیش از بیست قبضه پدافند ضدهوایی. خلبان ایرانی، علی‌اصغر صالح اردستانی، مأموریت را چنین به یاد آورد: «در طلوع آفتاب از تبریز برخاستیم و در ارتفاع بسیار پایین، در آرایش چهارفروندی پرواز کردیم... پس از مانور پاپ‌آپ، پناهگاه‌های سخت‌شده را بمباران کردیم و همه‌ی بمب‌هایمان به هدف خورد.» سپس هواپیمای افشین‌آذر هدف قرار گرفت و او کشته شد. پیروزی و فقدان، در همان جمله کنار هم نشستند.

رویداد۲۴ در روز‌های بعد، اف-۵ها به مأموریت اصلی خود در جنگ بدل شدند: بمباران، پشتیبانی نزدیک، ضربه به نفت عراق، و نبرد برای خریدن زمان. فرماندهی ایران می‌خواست نیروی هوایی عراق را از پشتیبانی زرهی دور کند و در همان حال منابع درآمد بغداد را بزند. پالایشگاه‌های بصره، دوره، خانقین، کرکوک و موصل؛ میدان‌های نفتی؛ سکو‌های میناالبکر و خورالامیه؛ و ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله به اردن در فهرست قرار گرفتند. بیش از نیمی از حدود ۴۰ حمله‌ی عمده به صنعت نفت عراق در پاییز ۱۹۸۰ را اف-۵ئی‌ها انجام دادند، بیشترشان از تبریز. نتیجه سنگین بود: صادرات نفت عراق متوقف شد، عملیات زمینی عراق با کمبود سوخت مواجه شد، و برای دو هفته تانک‌های عراقی در خوزستان در وضعیت دشوار ماندند. این همان لحظه‌ای بود که قدرت ساخته‌شده در دهه‌ی ۱۳۵۰، با همه‌ی زخم‌های انقلاب، به میدان برگشت.

در دزفول، نبرد معنای دیگری داشت. پایگاه وحدتی و شهر دزفول زیر تهدید مستقیم بودند. ارتش ایران در خوزستان با نیرویی بسیار کمتر از عراق روبه‌رو بود: چند گردان، بخشی از لشکر ۹۲ زرهی، و شمار اندکی تانک عملیاتی در برابر دو سپاه کامل عراق با هشت لشکر و چند تیپ مستقل. اف-۵های پایگاه چهارم از ۲۵ سپتامبر مأموریت‌های پشتیبانی نزدیک را آغاز کردند. فرمانده پایگاه همه‌ی ۱۰۷ خلبان زیر فرمان خود را فراخواند. هدف، ۵۰ تا ۶۴ سورتی پشتیبانی نزدیک در روز بود تا پیشروی عراق متوقف شود. اف-۱۴‌ها پوشش هوایی می‌دادند، رادار متحرک اعزام شد، آر‌اف-۴ و آر‌اف-۵ شناسایی می‌کردند، و اف-۵ها در ارتفاع پایین بر ستون‌های زرهی می‌تاختند. دزفول ماند. این ماندن، بیش از آنکه محصول معجزه باشد، حاصل بقای سازمانی بود که پیش از انقلاب ساخته شده بود.

دوئل ببر و میگ؛ اف-۵ در برابر میگ-۲۱


بیشتر بخوانید:

شلیک خودی یا کار سپاه؟ | ماجرای سرنگونی جنگنده‌های اف-۱۵ چیست؟

عملیات اچ ۳ شاهکار نیروی هوایی ارتش در جنگ ایران و عراق


اف-۵ در جنگ هوایی مستقیم نیز آزموده شد. در برابر آن، میگ-۲۱ عراق ایستاده بود؛ جنگنده‌ای سبک، پرشمار، شوروی‌ساخت، و ستون فقرات نیروی هوایی عراق. دو نوع از مشهورترین جنگنده‌های جنگ سرد، سرانجام در آسمان ایران و عراق روبه‌روی هم قرار گرفتند. نخستین درگیری مهم در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ رخ داد، هنگامی که دو میگ عراقی به چهار اف-۵ ایرانی نزدیک شدند. یکی از موشک‌ها زیر هواپیمای یدالله شریفی‌راد منفجر شد، اما او توانست با یک سایدویندر یکی از میگ‌ها را سرنگون کند. در هفته‌ها و ماه‌های بعد، نبرد‌های دیگری در مسیر حمله به پالایشگاه‌ها و تأسیسات برق عراق رخ داد. در ۲۶ نوامبر، بزرگ‌ترین رویارویی دو نوع پیش آمد: هشت اف-۵ئی برای حمله همزمان به اهدافی در دکان، حلبچه، سلیمانیه و الحریه وارد عراق شدند.

رویداد۲۴ یکی از اف-۵‌ها ساقط شد، اما شریفی‌راد در داگ‌فایتی بسیار کم‌ارتفاع، یک میگ-۲۱ را به زمین کشاند.

یدالله شریفی راد خلبان ایرانی

یدالله شریفی راد خلبان ایرانی

روایت شریفی‌راد از آن لحظه، به ادبیات جنگ هوایی شبیه است: خشک، دقیق، بی‌آرایش، و ترسناک. «بمب‌هایم را رها کردم و برای نبرد هوایی آماده شدم، ارتفاع را بسیار کم کردم و گردش تندی زدم تا میگ از من جلو بزند... سایدویندر قفل نکرد و هدف را از دست داد. به توپ‌ها رفتم و از فاصله‌ی نزدیک به بال راستش شلیک کردم. او به من نگاه می‌کرد، در حالی که هر دو بسیار پایین می‌آمدیم؛ سپس بال چپش به زمین خورد و هواپیمایش منفجر شد.» اینجا اف-۵ همان چیزی است که برای آن ساخته شده بود: کوچک، چابک، مناسب نبرد نزدیک، و وابسته به مهارت خلبان. اما همین روایت، محدودیت را هم آشکار می‌کند: فقدان حسگر‌های پیشرفته، جنگ الکترونیک ناکافی، و اتکا به سایدویندر‌های کوتاه‌برد. جنگ ایران و عراق در نهایت برتری قطعی اف-۵ یا میگ-۲۱ را ثابت نکرد؛ هر دو طرف در این دوئل تقریباً به بن‌بست رسیدند.

در همین پاییز خونین، عملیات مروارید نیز نشان داد که قدرت هوایی ایران تنها در پایگاه‌های شکاری خلاصه نمی‌شد. ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی در عملیاتی مشترک، سکو‌های نفتی عراق و بخش بزرگی از نیروی دریایی آن را هدف گرفتند. اف-۵ و اف-۴ ابتدا پایگاه بصره را زدند؛ سپس در جریان درگیری‌های دریایی و هوایی، فانتوم‌ها و اف-۵ها سامانه‌های پدافند و اهداف بندری را کوبیدند. عراق در ازای غرق کردن ناوچه پیکان، بخش عمده‌ای از نیروی دریایی خود را از دست داد؛ پنج قایق موشک‌انداز اوزا و چهار قایق اژدرافکن پی-۶، یعنی حدود ۸۰ درصد توان دریایی‌اش. تولید نفت عراق نیز از ۳.۲۵ میلیون بشکه در روز به حدود ۵۵۰ هزار بشکه سقوط کرد. اف-۵ در اینجا بازیگر اصلی نبود، اما در ارکستر قدرت هوایی ایران یکی از ساز‌های لازم بود: سریع، در دسترس، مناسب حمله تاکتیکی و پشتیبان عملیات مشترک.

با گذشت زمان، هزینه‌ها آشکار شد. اف-۵ برای میدان نبردی با حجم عظیم پدافند ضدهوایی، موشک‌های زمین به هوا و آتش توپخانه ساخته نشده بود. فاقد رادار هشداردهنده‌ی مناسب، سامانه‌های دفاع الکترونیک پیشرفته و موشک میان‌برد بود. در برابر SA-۶، شیلکا، توپ‌های ۵۷ میلی‌متری، میگ‌ها و بعد‌ها میراژها، خلبانان آن باید با ارتفاع پایین، غافلگیری و جسارت زنده می‌ماندند. بسیاری بازنگشتند. منابع موجود می‌گویند در جنگ، ۴۹ درصد اف-۵های موجود در ۱۹۷۹ و ۴۶ درصد خلبانان آن از دست رفتند. این عددها، در پشت ظاهر فنی خود، داستان خانواده‌ها، اسکادران‌های خالی‌شده، و پایگاه‌هایی هستند که در آنها صندلی‌های توجیه پروازی یکی‌یکی بی‌صاحب می‌شد.

رویداد۲۴ با وجود این، اف-۵ تا پایان جنگ زنده ماند. در عملیات نصر، اف-۵ها حدود ۲۰۰ سورتی پشتیبانی نزدیک و ضربتی و صد‌ها گشت هوایی در کنار دیگر هواپیما‌ها انجام دادند. در عملیات‌های بعدی، از آزادسازی مناطق اشغالی تا والفجر ۸ و پشتیبانی از فاو، بار دیگر در ارتفاع پایین پرواز کردند. در عملیات بیت‌المقدس و شبح-۳، ترکیب اف-۵های کم‌ارتفاع، اف-۱۴‌های بلندپرواز و سامانه‌های پدافندی توانست نیروی هوایی عراق را در بخش‌هایی از جبهه فلج کند. در یک عملیات، جنگنده‌-بمب‌افکن‌های ایرانی ۱۳۰ سورتی پشتیبانی و ممنوعیت انجام دادند و صد‌ها هزار پوند بمب و راکت به کار بردند. در پایان، آزادی خرمشهر و عقب‌نشینی عراق از بخش‌هایی از خاک ایران بدون نیروی هوایی قابل تصور نبود. در این میان، اف-۵ همان کارگر سخت‌کوش آسمان بود؛ کم‌ادعا، پرمصرف، آسیب‌پذیر، اما همیشه حاضر.

ببر کوچک، بار سنگین تاریخ ایران

پس از جنگ، ایران دیگر آن ایران دهه‌ی ۱۳۵۰ نبود. تحریم، فرسودگی، کمبود قطعه، مرگ خلبانان باتجربه و دشواری آموزش نسل تازه، نیروی هوایی را به عصر بقا برد. با این حال، میراث صنعتی دوران پهلوی ناگهان دوباره ارزش یافت. مرکز تعمیر اف-۵ در مهرآباد که پس از انقلاب تعطیل و رها شده بود، با آغاز جنگ دوباره اهمیت پیدا کرد. اسناد فنی، دستگاه‌ها و توان تولید قطعات فلزی جست‌و‌جو و بازفعال شد. بعد‌ها مجموعه‌ی اوج شکل گرفت و پروژه‌ی آذرخش آغاز شد؛ تلاشی برای بازسازی، تولید سازه و ساخت گونه‌های بومی بر پایه‌ی اف-۵. بسیاری از ادعا‌های تبلیغاتی درباره‌ی آذرخش، صاعقه و ارتقا‌های بعدی با واقعیت فنی فاصله داشت، اما اصل ماجرا روشن است: ایران برای نگه داشتن اف-۵ها، ناچار شد در شرایط کمبود، مهندسی معکوس، تعمیرات سنگین و شبکه‌های پیچیده‌ی تأمین قطعه را به کار گیرد.

سرگذشت اف-۵ در ایران، اگر تنها به زبان نوستالژی گفته شود، ناقص است. این هواپیما نماد شکوه نیروی هوایی شاهنشاهی بود، اما همزمان نماد وابستگی ساختاری ایران به زنجیره‌ی آمریکایی قطعه و آموزش نیز بود. نماد برنامه‌ریزی صنعتی بود، اما در دل نظام سیاسی‌ای رشد کرد که از جامعه‌ی خود عقب ماند.

در جنگ، اف-۵ نشان داد که سرمایه‌گذاری‌های پهلوی در پایگاه، آموزش و لجستیک واقعی بوده است؛ همان سرمایه بود که پس از سقوط سلطنت نیز چند سال دوام آورد و در برابر عراق ایستاد. در عین حال، همان جنگ نشان داد که فناوری دهه‌ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، بدون نوسازی پیوسته، در برابر میدان نبرد مدرن فرسوده می‌شود.

رویداد۲۴ اف-۵ در نهایت جنگنده‌ای کوچک ماند. در برابر اف-۱۴، پرابهت نبود؛ در برابر اف-۴، سنگین و دوربرد نبود؛ در برابر میگ-۲۵ و میراژ، از نظر سامانه‌های الکترونیک محدود بود. اما تاریخ نظامی را همیشه بزرگ‌ترین هواپیما‌ها نمی‌نویسند. گاهی هواپیمایی کوچک، چون شمارش زیاد است، چون ساده تعمیر می‌شود، چون خلبانانش آن را خوب می‌شناسند، و، چون در لحظه‌ی بحران آماده‌ی برخاستن است، وزن یک کشور را بر دوش می‌گیرد. اف-۵ ایران چنین بود: ببر کوچکی که در دوران پهلوی به نماد قدرت‌سازی بدل شد، در انقلاب از نظم قدیم جدا افتاد، در جنگ با عراق خون داد، و پس از جنگ در کارگاه‌های تعمیر و پروژه‌های نیمه‌صنعتی دوباره زندگی کرد و حالا در جنگ اخیر یک بار دیگر خودی نشان داده است. خلبان جسور اف-۵ از دل دفاع هوایی گران قیمت آمریکایی ها گذشته و تجهیزاتشان را در کویت هدف قرار داده. عملیاتی انتحاری و پایانی درخشان برای ببرهای کوچک ارتش ایران.

ماجرای اف-۵ در ایران، داستان دولت مدرنی است که می‌خواست با سرعتی سرسام‌آور خود را به آسمان برساند. داستان پادشاهی است که امنیت را در کابین جنگنده، در پایگاه‌های تازه‌ساز، در قرارداد‌های چندصد میلیون دلاری و در نمایش‌های تاج طلایی می‌دید. داستان انقلابی است که به نام پاکسازی، بخشی از سرمایه‌ی حرفه‌ای کشور را سوزاند. داستان جنگی است که نشان داد ساختار‌های سخت، اگر خوب ساخته شده باشند، حتی پس از فروپاشی سیاسی هم مدتی دوام می‌آورند؛ و سرانجام، داستان خلبانانی است که میان نفت، ایدئولوژی، تحریم، اشتباهات فرماندهی و آتش پدافند عراق، با هواپیمایی کوچک در ارتفاعی بسیار پایین پرواز کردند؛ آن‌قدر پایین که گاهی زمین از آسمان نزدیک‌تر بود.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: اف 35
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما